خرید بک لینک

به دستای پسر رئیس نگاه میکنم،

انگشتاش بلندن،

با خودم میگم شاید این بچه باید موزیسین میشده.

پشت ویولنسل تصورش میکنم،

بهش میاد،

ولی نه، کنترباس بیشتر بهش میاد، چون قد بلند هم هست.

دوست داشتم رویِ اینو داشتم که ازش بپرسم کاری که الآن میکنی رو دوست داری؟؟؟

اکثر اوقات نگرانی رو از قیافه و حالت بدنش حس میکنم...

.

.

.

موقع استراحت "سین" میگه: "دوست داشتم ویولن بزنم، بابام نذاشت. الآنم دیره واسه یاد گرفتن."

گفتم: الآن برو دنبالش یاد بگیر. دیر نیست که. حتی در حد ابتدایی هم یاد بگیری، میتونی عشقی بزنی واسه دل خودت.

میگه: "آخه دوست داشتم ویولنیست حرفه ای توی یه بند میشدم...الآن دیگه نمیشه واقعا..."

.

.

.

استراحت بعدی مهندس میاد،

رنگهای روی میز رو میبینه، چشماش برق میزنه.

ایشونم کلی تعریف از قدیم که خانواده و فک و فامیل و شهر و روستا نذاشتن ادامه بده اون چیزی رو که میخواسته:

_"کودک درونم سرکوب شده..."

_"تو ولی ادامه بده. نه به خانواده، نه جامعه، هیچی، هیچی، توجه نکن."

.

.

.

Art by:pil.hwa

.

.

.

تویی که داری اینو میخونی، اگه قراره انتخاب رشته کنی و این چیزا،

حرفای بقیه و جامعه رو در رابطه با اینکه چی انتخاب کنی و بری دنبال چی،

همه رو بریز دور،

حتی پدر و مادرت.

.

بله،

حسابی سرویس خواهی شد،

ولی عوضش آرامش داری،

چون چیزی که درونت بوده رو حبس نکردی و نکشتی.

.

.

.

“If you bring forth what is within you, what you bring forth will save you.

If you do not bring forth what is within you, what you do not bring forth will destroy you.”

― Gospel of Thomas

.

"اگر آنچه را درون توست، بیرون بیاوری، نجاتت خواهد داد.

اگر آنچه را درون توست، بیرون نیاوری، تو را نابود خواهد کرد."


برچسب: نویسنده: مهتاب صفری تاريخ: يکشنبه 31 تير 1403 ساعت: 1:00

صفحه بندی