خرید بک لینک

علاوه بر اون احساس عقب موندن و دنیا به آخر رسیدن، احساس هیچی نبودن و بی فایده بودن هم هست. ینی موقعی که بیکاری هیچکار نمیکنی، فک میکنی هیچی نیستی.

چون زیادی چسبوندی خودتو به کارات. همون قضیه که کریشنامورتی هم گفته بود: خودت رو با چی آیدنتیفای()میکنی، از چی هویت میگیری. خودتو میچسبونی یه یه چیزی، بعدش که حالا به هردلیلی دیگه نمیتونی انجامش بدی، فک میکنی هیچی نیستی و خیلی داغونی. در درجات بالاتر که دیگه اصن زندگی نمیخوای بکنی. مثلا به یه خواننده بگن دیگه تا آخر عمرت نباید بخونی. خب روانی میشه دیگه.

بعد هم گفته بود که چه کاری بکنی یا نکنی هیچی نیستی حاجی. قبول کن اینو. توهم میزنی که یه چی هستی. ولی نیستی. توهمه. به جایی هم بخوای برسی توهمه، بعدش هم که میرسی توهمه. چون اونو ازت بگیرن هیچی نیستی. از اولش هم نبودی.

آلن دوباتن هم برای تد سخنرانی کرده بود گفتش: ملت به هم میرسن میپرسن شما چیکاره ای کارتون چیه.

بعد مثلا یکی که کار نداره در حال حاضر یا مهارت خاصی، باید چی بگه؟ بگه من هیچی نیستم؟

خلاصه که دوسه روزه میل به هیچکاری ندارم. چون چندوقت به خودم زیاد فشار آوردم. قشنگ شدم اون حالت گه تند و گهی حسته.

برچسب: نویسنده: مهتاب صفری تاريخ: پنجشنبه 28 فروردين 1399 ساعت: 4:40

صفحه بندی