خرید بک لینک

از برنامه های امسالم این بود که دیگه حداقل هفته ای یه بار بیام بنویسم وبلاگمالآن آخرین پستم 5 مرداد بوده

همش هر سال همین کارو میکنم...کلی برنامه میریزم، (کمال گرایی منفی)، بعد آخر سال میشینم حرص میخورم که اینو انجام ندادم اونو انجام ندادم. و فقط هم انجام نداده ها میاد به چشمم. کارایی که انجام دادم، اصن انگار نه انگار. یه آفرین نمیگم به خودم

الآنم که دارم اینا رو تایپ میکنم تمام دستو کتفم درد میکنه. دو هفته واسه همین ساز نزدم. از هفته پیش باز حمله کردم...به یه ساعت هم راضی نیستم...دو ساعت حتما...

کتاب هم قرار بود نخزم، باز خریدم...دکتری شیری دیدم استوری گذاشته با تخفیف شدن. دیگه گفتم حتما بگیرم... شوالیه ای با زره زنگ زده، زنان اسطوره ای، مقدمه ای بر روانشناسی یونگ. مسیحا هم یه کتابشو فعلا داره پیش فروش میکنه...ماتریکس و مولانا...اونو نمیخواستم بگیرم...ولی چون همزمان شد با دیدن فیلم ماتریکس، گفتم چه همزمانی جالبی اینم بگیرم

هم چنان نشانه های امیدبخش میبینم...ولی اتفاقی نمی افته...همش نویده...همش اینکه صبر کن...منم کار دیگه ای مگه میتونم بکنم...

توی این کتاب زنان اسطوره ای، بخش آرکتایپ هستیا، یه چیزی نوشته بود قشنگ من بودم:

تضاد بین انتطارات بیرونی و خواسته های درونی.

قشنگ اینطورم الآن...

یه پک آموزشی ایلاستریتور گرفتم. تا آخر پاییز بشینم کار کنم بلکه یه چی بشه.

برچسب: نویسنده: مهتاب صفری تاريخ: پنجشنبه 15 اسفند 1398 ساعت: 19:58

صفحه بندی